|
دوباره غم بر این دل سایه افکند نهال عمر من از ریشه بر کند شدم بیمار پرستارم غم امد شدم بیمار ملاقاتم تب امد
اگر یک روز شاد بودی اروم بخند تا غم بیدار نشه و اگر غمگین بودی اروم گریه کن تا شادی نا امید نشه
دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شد
تاریکی رو دوست دارم اگه تو کنارم باشی
اگر مثل خون توی رگ هام بودی
ماهه من غصه نخور زندگي جزر و مد داره دنيا مون يه عالمه آدمه خوب و بد داره ماهه من غصه نخور همه كه دشمن نميشن همه كه پر ترك مثله تو و من نميشن ماهه من غصه نخور مثله ماها فراوونه خيلي كم پيدا ميشه كسي رو حرفش بمونه ماهه من غصه نخور گريه پناهه آدماس تر و تازه موندن گل ماله اشك شبنم هاست ماهه من غصه نخور زندگي بي غم نميشه اوني كه غصه نداشته باشه آدم نميشه ماهه من غصه نخور خيلي ها تنهان مثله تو خيلي ها با زخماي زندگي آشنان مثله تو ماهه من غصه نخور زندگي خوب داره و زشت خدا رو چه ديدي شايد فردامون باشه بهشت ماهه من غصه نخور زندگي بي غم نميشه اوني كه غصه نداشته باشه آدم نميشه ماهه من غصه نخور دنيا رو بسپار به خدا هر دومون دعا كنيم تو هم جدا منم جدا دوستت دارم
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم
سحرگاهان که سر از بالین بر می گیرم مژگان از خواب فرو می شویم و دیده بر جهان هستی می گشایم و حیات به نام تو آغاز می کنم و به یاد تو بر می خیزم و به امید تو گام در راه زندگی می نهم و سود و زیان را به فراموشی می سپارم و بودو نبود خویش را از یاد می برم . اگر گفتارم در خور تو نیست بر من ببخش . آنچه می گویم در حد توانایی خودم است . پروردگارا به وفایت سر می نهم و جفایت را به جان می خرم و از شعله دوست داشتنت به بال و پر در می آیم و پروانه واردر عشق تو می
یکی بود یکی نبود!اون که بود تو بودی اون که تو قلب تو نبود من بودم یکی گفت یکی نگفت !اون که گفت تو بودی اون که دوستت دارم را به هیچکس جز تو نگفت من بودم یکی رفت یکی نرفت!اون که رفت تو بودی اون که عشق تو از دلش نرفت من بودم یکی خواست یکی نخواست اون که خواست تو بودی اونکه جدایی از تو رو نخواست من بودم یکی داشت یکی نداشت اون که داشت تو بودی اون که جز تو کسی را نداشت من بودم
نمیشه یه شب به خاطر نبودنت گریه کنم نمیشه یه شب به یاد خنده هات خسته و افسرده نشم می شه هرشب برای شنیدن صدات یه وجب ازت دوربشم می شه هرشب که تو هرشب کنارمی لحظه ها رو دنبال کنم می شه یاد هر شب و هرشب تا صحر خدا رو صدا کنم نمی شه با هم کنار هم یه شب و تا صحر بدون اخم گذر کنم می خوام از سکوت بی وقفه تو تو غبار لحظه هام بشینم و حرف بزنم می خوام از روی جنازه های دل سوخته آدمای شهر کوچ کنم می خوام از کنار تو عشقم و یه یه جوری با نگات طاق بزنم می خوام از روی گونه های خیسم برات از اشکام دریا بسازم می خوام از بلند ترین قله دنیا داد بزنم عزیز ترین دوستت دارم
عاشق عاشق تر نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق @@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@ امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري گفتم كه تو مي دوني،سرخاك تو مي ميرم ، ولي تا لحظه مردن نمي گيرم دل از تو
رفيقه من سنگه صبوره غمهام به ديدنم بيا كه خيلي تنهام هيشكي نمي فهمه چه حالي دارم چه دنياي رو به زوالي دارم مجنونم و دل زده از ليليا خيلي دلم گرفته از خيليا نمونده از جوونيام نشوني پير شدم پيره تو اي جووني تنهاي بي سنگه صبور خونه سرد و سوت و كور توي شبات ستاره نيست موندي و راهه چاره نيست اگر چه هيچكس نيومد سري به تنهاييت نزد اما تو كوهه درد باش طاقت بيار و مرد باش تنهاي بي سنگه صبور خونه سرد و سوت و كور توي شبات ستاره نيست موندي و راهه چاره نيست اگر بياي همون جوري كه بودي كم ميارن حسودا از حسودي صداي سازم همه جا پر شده هركي شنيده از خودش بيخوده اما خودم پر شدم از گلايه هيچي ازم نمونده جز يه سايه سايه اي كه خالي از عشق و اميد هميشه محتاجه به نوره خورشيد
|
About
دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 LinksSpecific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|